زبان بین المللی
چندی پیش با دوستان هم دورۀ دانشگاه به همایش بیماریهای عفونی و … که در وزارت … برگزار شده بود رفتیم که به مدت یک هفته ادامه داشت و خیلی مفید بود. استاتید زیادی به این همایش دعوت شده بودند. همچنین عزیزانی هم از کشورهای همسایه و یک کشور اروپایی در این همایش حضور داشتند. این چند روز باعث شد تا بعد از مدتها بتونم با دوستام باشم و تجدید خاطرات قدیم کنیم. اما چیزی که تو این چند روز برام یاد آوری شد اینکه ما ایرانیها حتا اگه پروفسور هم باشیم هنوز با این زبان بینالمللی بیگانه هستیم و این درد بزرگیه. مثلاً اگر کسی بیاد و به زبان انگلیسی به مدت 15 دقیقه که زمان ناقابلی هست سخنرانی کنه، عدۀ زیادی سالن رو ترک میکنن واز اون ناراحت کنندهتر اینکه اگر در آخر، سخنران بگه < مادرها، خواهرها، همگی مراقب آنفولانزای نوع1 باشید. از اینکه به حرفای من گوش دادید ممنونم> همه به این صورت ترجمه میکنن که < من از مادر و خواهرم ممنونم> !!!
البته هستند اساتیدی که به لطف سفرهای زیادی که به خارج از کشور داشتند در حد محاوره با زبان انگلیسی آشنا هستند اما نه در حد بالای آکادمیک.
این معزل در قارۀ آسیا کمی تا قسمتی اِندمیک هست و کاریش نمیشه کرد. به این موضوع زمانی ایمان کامل آوردم که خواستم اندکی با دوستانی که از کشور همسایۀ اوز… تشریف داشتند، حال و احوال کنم. دوستان خودشون رو پروفسور ژنیکولوژی معرفی کردن و من متوجه شدم که اصلاً زبان انگلیسی بلد نیستند و من دارم با این کلمات قلمبه سلمبه وقت تلف میکنم. خیلی برام جای سوال بود که چرا اینها نباید زبان بلد باشن و حتی نتونن به من منظورشون رو بفهمونن.
بعد با دوستام به این نتیجه رسیدیم که خب زبان انگلیسی یاد گرفتن هم هنری می باشد و قدر هنر را هنرمند داند و بس!!!
No comments yet.
